تبلیغات
خوبترین ها - داستانک؛ دستش را بگیر...
تاریخ : چهارشنبه 22 خرداد 1392 | 10:42 ب.ظ | نویسنده : محمد متین نجات بخش
 دختر کوچولو و پدرش از رو پلی میگذشتن. پدره یه جورایی می ترسید، واسه همین به دخترش گفت: «عزیزم، لطفا دست منو بگیر تا نیوفتی تو رودخونه.»

 دختر کوچیک گفت:«نه بابا، تو دستِ منو بگیر..» 

پدر که گیج شده بود با تعجب پرسید:چه فرقی میکنه؟!!!!!؟؟؟؟

دخترک جواب داد: «اگه من دستت را بگیرم و اتفاقی واسه م بیوفته، امکانش هست که من دستت را ول کنم. اما اگه تو دست منو بگیری، من، با اطمینان، میدونم هر اتفاقی هم که بیفوته، هیچ وقت دست منو ول نمی کنی.»

در هر رابطه ی دوستی ای، ماهیت اعتماد به قید و بندهاش نیست، به عهد و پیمان هاش هست. پس دست کسی روُ که دوست داری رُو بگیر، به جای این که توقع داشته باشی اون دست تو رُو بگیره..

لطفا نظر دهید



طبقه بندی: جملات زیبا و نکات آموزنده، 

  • تینا تولز
  • فال حافظ
  • کارت شارژ همراه اول